جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
365
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
غرفهء چوبى با سقف منحنى جهت قرار دادن سايبان داشت و در درون آن زنها يا مردان زير خروارها بار و رختخواب تحت فشار بودند . اما حيوان باربر خوشكار الاغ بود . اين حيوان حقير و نحيف بار سنگينى را حمل مىكرد . بعلاوه كوزه و ديگ و تفنگ و شيشههاى آب از هر طرف حيوان آويزان است و تمام لوازم زندگى هم بر پشت او بار و بالاتر از همه مرغ و خروس صاحب الاغ را جا مىدهند . طبقهء فقير گاهى سوار الاغ مىشوند ، ولى غالبا پياده راه مىپيمودند . در اوايل صبح ، گاهى الاغسواران غرق در خواب بودند و به سمت جلو روى گردن حيوان مىافتادند و گاهى نيز در حال خواب و سر به زير بودند و فقط وجبى با زمين فاصله داشتند . در هر قافله يك نفر كاروانباشى هست و نيزهاى با پارچهء قرمز بر نوك آن در دست دارد به ندرت مىتوان چهرهء مسافران را تميز داد چون با پالتوى بزرگى سر و صورت خود را كاملا مىپوشانند و آستينهاى خالى از دو سمت دوش چون دو گوش بزرگ به نظر مىرسد . اما بازشناختن زنها دوچندان مشكل است چون به صورت بقچههائى از متقال آبى به الاغ سوار مىكنند كه به نظر من جوانمردى نيست كه آنها را جزو جنس لطيف بشمار آورد . يادم هست كه يكى دو بار از سر بدجنسى اسبم را به يورغه انداختم و چنين وانمود مىكردم كه مىخواستم از مسافرانى كه بدينصورت طى طريق مىنمودند سبقت بگيرم تا شايد الاغها با شنيدن قدم اسب در عقب از جا در بروند و آن بقچههاى كبود از پشت الاغ به حركت درآيند ، باشد كه حجاب پس رود و يا چادر از سر برافتد . ديگران - همهء مسافرانى هم كه ما در جاده برخورد كرده بوديم از دستهء زوار و اهل نياز نبودند و درست خلاف اين موضوع است گاهى با تجار و افراد متين و باوقار و بعضى اوقات ملاهائى كه بر الاغ نحيف و يا قاطر سوار بودند و گاهى نيز مأموران رسمى و سرباز و اتفاقا تمام افراد خانوادهاى باهم كه عزم